|
عنوان برخی از داستانهایم در وبلاگ «گریه در آغوش داستان»...روی عناوین کلیک بفرمایید.
من این مرد خنده ماسیده را دوست دارم
آدمهای کوچه بهارمست
اتاق من با پرده سبز مغزپسته ای
باز هم خاک را خیس کردم
نهصد و سی دقیقه تا البرز
مثل همیشه
اگر کلتی در میان بود
A یعنی خانه مان
بادی که از پنجره اتاق امیر می آید
نگاهم نمیکند هنوز
|